عزت الله مولايى نيا همدانى

280

نسخ در قرآن ( فارسى )

نظريهء علامهء طباطبايى پيرامون نتايج آيهء « ما ننسخ » علّامه طباطبائى پس از نقد و بررسى اقوال و گفتار پژوهشگران قرآنى در مورد آيهء « ما ننسخ » با توسعه دادن به مفهوم نسخ نتايج پنجگانه‌اى را مىگيرد « 1 » و مىگويد : از بحث و بررسى ما در مورد آيهء « نسخ » چند مسأله ، روشن شد : الف - نسخ تنها اختصاص به قلمرو و حوزهء تشريع احكام ندارد بلكه فراشمولى داشته و هر دو حوزهء شريعت و تكوين را فرا مىگيرد . ب - نسخ بدون تحقق ناسخ و منسوخ - كه دو ركن آنها هستند - هرگز صورت نمىگيرد . ج - ناسخ تمامى مصالح و يا حكمت و كمالى را كه در منسوخ بوده را در بردارد . د - ناسخ بر حسب ظاهر با منسوخ در تنافى است و به جهت وحدت و نقطهء اشتراك و وجه مشتركى كه در بين هر دو وجود دارد ، تناقض و تنافى ظاهرى را مرتفع مىسازد ، در حقيقت ناسخ و منسوخ طبق ناموس آفرينش به عنوان يك جريان طبيعى با چينش و گزينش طبيعى ، با هم يك جريان هماهنگ و دقيقى را ادامه مىدهند و ناسخ مكمل منسوخ و در واقع ادامهء حيات آن و مكمل مصالح و حكمت آن مىباشد ، همچون ، حيات ، مرگ ، رزق ، اجل و . . . كه بر حسب مقتضاى مصالح بندگان بر پايهء دگرگونيهاى اعصار و تكامل افراد و جوامع بشرى رخ مىنمايد « 2 » . و . . . ه - نسبت و رابطه ناسخ و منسوخ همچون رابطهء ميان عامّ و خاصّ ، مطلق و مقيّد و مجمل و مبيّن نيست ، زيرا در ناسخ و منسوخ تنها مصلحت و حكمتى كه ميان دو تا

--> ( 1 ) ما در ارتباط با اين مسأله در بحث شرايط « نسخ » و همچنين « بدا » در نگرش شيعه ، مطالبى را بيان كرديم و در بحث اثبات نسخ - كه آخرين قسمت و پايان‌بخش رسالهء ما نيز خواهد بود - نيز به صورت مفصل دربارهء مفاد آيات سه‌گانهء « نسخ » به بحث و بررسى خواهيم نشست . ( 2 ) علامه معتقد است كه در آيات منسوخ به نحو اجمال و ظريف بر وقوع نسخ اشاره شده و سپس آياتى را براى اثبات آن مىآورد مانند ، فَاعْفُوا وَ اصْفَحُوا حَتَّى يَأْتِيَ اللَّهُ ، ( بقره ، 109 ) و فَأَمْسِكُوهُنَّ فِي الْبُيُوتِ حَتَّى يَتَوَفَّاهُنَّ . . . ( نساء ، 14 ) و لكن در بحث شروط نسخ اثبات شد كه منسوخ به طور مطلق است كه هرگز بوى توقيت نمىدهد .